| باد شرقی! |

گاه باید ماند! (منصوره جان)

/ بازدید : ۱۷

سلآم

اول بگم، من منت کش نیستم، قاضیَ م نیستم!

اگه بگم از دستِ بعضیاتون که انگشت شمارید دلخورم، نه به جایی بر می خوره نه جایی آباد می شه :|

این پست برای عرضِ مشکلاتِ بنده نیست :)

من، شفِقَّت، از منصوره تقاضایِ برگشت دارم

منصوره، بیانی هایِ عزیزی برات پست گذاشتن ازت خواهش کردن

اونا فقط یه چیز می خواستن، برگشت!

اما تو رفتی

هر اومدنی رفتنی داره

ولی اگه رفتنت به خاطرِ آدما بود، به خاطرِ شرایط بود.

باید وای می ستادی

باید خودتُ با بودن نشون می دادی

حرف بادِ هواست، تو سخت باش

موندن ُ رفتن هر دو لیاقت می خوان، برایِ حرفایِ بی سر ُ ته، برایِ شخصیت هایِ بی هویت

نباید رفت، باید موند ُ با بودن مشت بزنی به دهنشون :/

تو وبلاگُ به خواستِ کی باز کردی؟! به خاطرِ خودت یا به خاطر...

حرفایی که نتیجه ای ندارن، همون بهتر که زده نشن!

رفتنِ تو نشون داد، هیچ انسانی برایِ خودش نیست

باید دستِ قلبتُ بگیری، راهِ رفته ِرُ برگردی (:

یادت باشد، چشم هایی منتظر نشسته اند

قلب، گاهی نیاز به رحم دارد

بیا، شادی آور (:

______________________________

بیانِ جاویدان(کمپین) 

| شفِقَّتـ(: |.


طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان